12. اسكندر: نوعي از اسكندرنامه كه در سال 1341 ترجمه شده است‌.
اين متن‌ها تقريباً به ترتيب تاريخي ذكر شده‌، جز آخري‌. بايد گفت يكي از آنها، يعني آيينه‌ٴ تاريخ ونسان‌، بسيار مفصل بود و دوتاشان‌، يعني كتاب‌هاي پريما و پالئولوگوس تنها به صورت‌ ترجمه‌هايشان در دست است‌.

4 ـ ز. ترجمه از لاتيني به يوناني‌

گيوم برنار

گيوم برنار، مترجم لاتيني به يوناني‌؟ (متوفا بعد از سال 1317).
گيوم برنار در گاياك در ساحل رود تارْن (استان تارْن‌؛ لانگدوك‌) زاده شده و در آلبي به سلك‌ فرانسيسيان درآمد. در سال 1274 در صومعه‌ٴ كاركاسن مشغول تحصيل بود. در سال 1277 در آنجا حكمت طبيعي تدريس مي‌كرد و از سال 1278 تا 1281 در مونپليه مشغول همان كار بود. او در جاهاي مختلف ديگري نيز تدريس كرد و يك سالي هم (1289) يكي از روٴساي واعظان‌ شد. او ناظم صومعه‌ٴ مونتوبان و بعداً آلبي شد (1292). در سال 1298 از تولوز به رم رفت و از آنجا عازم يونان شد و زبان يوناني آموخت‌. آن‌گاه همراه دوازده همكيش خود در قسطنطنيه‌ مستقر شد تا يونانيان را موعظه كنند و آنان را به مذهب كاتوليك درآورند. در سال 1301 به‌ ميهنش باز گشته بود و در آرل و پس از آن در جاهاي ديگر و سرانجام در سال 1317 در بارژراك‌ مشغول تدريس شد و اين آخرين باري است كه از او خبري مي‌شنويم‌.
وقتي همكيش دومينيكي او برنار گي تفتيش عقايد را در سال 1323 نوشت‌، گيوم قبلاً مرده‌ بود. گي درباره‌ٴ او چنين مي‌گويد: ((در زبان يوناني مهارت يافت‌، چنان‌كه آثار قديس توما را از لاتيني به يوناني ترجمه كرد.)) اين مطلب بسيار عجيب است و به‌سختي مي‌توان باور كرد گيوم‌ در عرض سه سال توانسته باشد در زبان يوناني مهارت كافي به‌دست آورد تا آثار قديس توما را به آن زبان ترجمه كند. با اين همه‌، ولو اين‌كه او تنها قصد اين كار را داشته ـ چون هيچ نسخه‌ٴ خطي از يك چنين ترجمه‌اي شناخته نشده ـ در خور توجه است‌. چند تا از موعظه‌هاي او در دست است‌.